در روزگار ما وسایلی برای آسایش آدمی ساخته شده است که باعث می شود کارها زودتر و بهتر و راحتxadتر انجام شود. اما چون هنوز کشور ما کاملاً صنعتی نشده گاه این وسایل مشکلاتی را هم بوجود میxadآورد نمونهxadی آن خودپردازهای بانک است.
در شهر ما خودپردازهای زیادی به ویژه در حوالی بانک ها نصب شده اما گاهی وقتxadها هیچ یک خدمتی ارائه نمیxadکنند. چند روز قبل به 300 هزار تومان نیاز داشتم با شادمانی از اینکه در حسابم بیش از این مبلغ موجود است از خانه بیرون آمدم . کارت را در اولین دستگاه گذاشتم و کلیدها را زدم نوشت: «مشتری عزیز پول موجود نیست. امروز برو فردا بیا!!» کارت را برداشتم به عابر بانک دوم رفتم پیغام داد: «آقای محترم 3 روز است دستگاه خراب شده رئیس بانک هرچی به تعمیرکار زنگ میxadزند طرف گوشی را برنمی دارد. رئیس گفته اگه امروز پیداش نکنیم باید با تهران تماس بگیرم.» به خودپرداز سوم رفتم نوشت: «سلام خسته نباشی آخر ساله پول موجود نیست از دوستی، آشنایی یه مقدار دستی بگیر کارت راه بیفته تا بعد بهش پس بدی. اگر یک نفر را سراغ داری کلید1 و اگه سراغ نداری کلید 2 را فشار بده.» من کلید 2 را فشار دادم این جمله روی صفحه ظاهر شد: «این دیگه مشکل خودته !!»
به سراغ خودپرداز بعدی رفتم کارت را توی دستگاه گذاشتم و رمز خود را وارد کردم . دستگاه چند لحظه به چشمای من زل زد و نوشت: «پول دارم زیاد هم دارم اما به تو یکی نمی دم؟ اگه می پرسی چرا کلید 1 را فشار بده و گرنه کارت خودت را بردار و برو.» کلید 1 را فشار دادم این جمله آمد: «چون تو مشتری ما نیستی. ما آخر برج فقط به مشتریxadهای خودمون پول می دیم حالا کارتت را بردار و برو بزار یه کم هوا بخوریم.»
با دلخوری کارت را برداشتم و گفتم فقط به سراغ یک خودپرداز دیگر می روم. کارت را داخل دستگاه گذاشتم نوشت: «عزیز من این پنجمین عابر بانکی است که سر زدی. مگه تو حرف حسابی حالیت نمی شه! گفتیم آخر برجه پول نیست از یک نفر قرض کن. مگه نمی دونی خودپردازها به سیستم شتاب وصل است و به هم آمار مشتریانشون را می دن.امروز چوبxadخطتت پر شده. کارت جنابعالی توی دستگاه می مونه یک ماه دیگه بیا از همین بانک مجاور تحویل بگیر.»
ناراحت شدم التماس کردم صفحه عابر بانک را بوسیدم اما متاسفانه کارت را پس نداد
برچسب:
نویسنده: سینا رحیمی